ضرورت انجام پژوهشی ملی در باب بی شعوری اجتماعی!
یکی از این جلسات گوسفندبینی که قبلاً شرحش را داده بودم و اتفاقاً کلی بحث شد پایش و به مدد بلاگفای عزیز، همه بحث ها و کامنت ها به فنا رفت، بود. خواهر به اصطلاح آقاداماد که اتفاقاً هم خودش و هم برادرش استاد دانشگاه و ال و بل بودند، بعد از تعریف و تمجید از خصوصیات اخلاقی برادرش، گفت: "عروس خانوم، منو ببینین لطفاً، داداشم قدش فلان قدر سانت از من بلندتره، چهرش هم شبیه منه ولی مردونش. نظرتون چیه؟". یعنی فکم چسبیده بود روی زمین. تمام درس هایی که توی دو واحد نقشه کشی صنعتی 1 و 2 پاس کردم، آمد جلوی چشمم و همینجوری داشتم توی ذهنم ایمجین می کردم که این شکل هندسی چگونه خواهد بود، که با سؤال دوم در چنان آمپاسی قرارم داد که نه تنها درس های مهندسی دوره لیسانس، که واحدهای جامعه شناسی ارشد هم کلهم ناکارآمد شدند؛ "دخترم، حالا با این توصیفی که از اخلاق و چهره برادرم کردم، شما اگه سوالی از ایشون دارید، بپرسید، من جواب می دم. در مورد معیارهای ازدواجش، برنامه هاش برای آینده، هر چی که به نظرتون می رسه بپرسین."
پی نوشت: آیا بی شعوری اجتماعی ذاتی است؟ آیا ریشه در تربیت انسان ها دارد؟ آیا برساخت اجتماعی است؟ یا چندعلتی به نظر می رسد و برای شناخت آن نیاز به مطالعه ای میان رشته ای وجود دارد؟ خلاصه که پیشنهاد می کنم بنده خدایی پیدا شود و ابعاد و علل این بیماری اجتماعی را در قالب پژوهشی ملی بررسی و نتایج آن را هم در رسانه ها اعلام کند. لطفاً در انتهای پژوهش، راه های برون رفت از این مرض را هم ارایه دهند.



