بعدازظهری خوابیده بودم خواب دیدم دارم تو وبلاگم مطلب زیر را مینویسم:

یکی از نکات خوبی که ما در کارهای ان. جی . ا مان سعی میکنیم رعایت کنیم، این است که مواظب حروم هدر شدن اموال بیت المال باشیم. در همین دوره آموزشی اخیر هم با وجود اینکه کار خیلی تمیز و مرتبی انجام دادیم، سعی کردیم همه چیز به قاعده و به اندازه باشد. هم شان مهمان خارجی را حفظ کنیم، هم زیادی هم تحویلشان نگیریم که خیلی زیاده از حد خوش خوشانشان بشود. پارسال بود که یکی از پژوهشگاهها همایش بین المللی برگزار کرده بود. علاوه بر خرجهای زیادی که برای مهمانان خارجی کردند، بعد از همایش اندازه یک کمد به چه بزرگی کتابچه و پوشه و خودکار اضافه آمد که احتمالا اگر تا قبل از قیامت زلزله ای چیزی آن پژوهشگاه را کن فیکون نکند، این وسایل همانجا خواهد ماند. حالا یکی نیست بهشان بگوید اینکه کلی پول بابت این وسایل خرج کردی به جهنم، حالا چرا یکجا جمع کردی و به یک بدبختی نمیدهی استفاده کند. نه خود خوری نه کس دهی گنده کنی به سگ دهی. البته فکر نکنم اینها حتی به سگ هم رحم کنند.

خلاصه خیلی دلم خونه