نشاط روحی مرا ندزدید
"دخترها در رابطه با غیرهمجنس خود به دنبال یک رابطه عمیق عاطفیاند و پسرها به دنبال یک رابطه کوتاه جنسی."
این را دکتر گلزاری میگفت البته از قول روانشناسان دیگر. الحق که باید این جمله را طلا گرفت و سر در هر مدرسه دخترانهای نصب کرد.
دیشب هیوا برایم تعریف میکرد از همشاگردیهایش. دخترکان بیچارهای که بهطور پیوسته بحرانهای عاطفی شدیدی را پشت سر میگذارند و کسی نیست در این وضعیت راهنماییشان کند. هیوا تعریف میکرد که تمام فکر و ذکر دوستانش شده دوست شدن با پسرها و جلب محبت آنها. تا اینجای کار احوالات روحی این دخترکان خوب است و از خوشیها و شیطنتهایشان برای همدیگر تعریف میکنند. ولی بعد از چند ماه که پسر مربوطه ولشان میکند و با یکی دیگر دوست میشود، دختر بیچاره که دلش را خوش کرده بود به رابطه عاطفی با پسر، دچار بحران روحی و ضربه عاطفی میشود. زندگیاش میشود اشک و آه و بیحوصلگی و علیالقاعده درس هم تعطیل. حتی گاهی بیچارهها خود را خوار و ذلیل پسرها میکنند. هیوا میگفت بعد از اینکه دوست پسر یکی از همکلاسیهایش دختر را رها میکند، دختر که روانش به هم ریخته بود، در کوچه و خیابان پرسه میزده و به پسرها التماس میکرده که "توروخدا شماره منو بگیرید توروخدا باهام دوست شید."
طفلکیها جرات هم ندارند با مشاور مدرسه صحبت کنند که نکند همه چی را بگذارد کف دست پدر و مادرشان. خلاصه آنها میمانند و حوضشان. آنوقت یک مشت آدم مزخرف از همه جا بیخبر چشم میبندند و این تفاوتهای روانی را نمیبینند. و به بهانه آشنایی با جنس مخالف، تابوشکنی از رابطه دختر و پسر، شناخت بهتر همسر آینده، و هزار تا حرف مفت دیگر نشاط روحی این دخترها را میدزدند.


