اللهم انی استخیرک بعلمک*
قبل از جلسه آخری که با هم داشته باشیم، خیلی اتفاقی (اتفاقی که می گویم یعنی در کانتکست ما انسان های داغونی که دست خدا را دیر در زندگی مان می بینیم)، ازطریق یکی از دوست هایم توانستم تحقیق مفصلی داشته باشم و حرف های جلسات قبل را محک بزنم. تقریبا می توانم بگویم با دست پر رفتم توی جلسه. با مشورت هایی که از همان دوست و دیگران گرفته بودم به این نتیجه رسیدم که باید خودم را مشتاق نشان بدهم تا بتوانم جواب سوالات کلیدی ام را بگیرم. سوالاتی که براساس آن تحقیقات طراحی کرده بودم. جواب هم گرفتم. جواب های ضدونقیض و بعضاً خنده دار. البته خنده دارتر از حرف های او، عکس العمل های مشتاقانه من بود. خودم هم دیگر داشتم به خودم شک می کردم که نکند...، خوب بازیگری بودم. مجبور بودم یعنی. اگر این کار را نمی کردم، دستش رو نمی شد، به جواب منفی ام مطمئن نمی شدم. حالا خوشحالم. خیلی خوشحال. خوشحالم که دعاهایی که کردم اثر کرد، طلب خیرهایی که از خدا در این مسیر داشتم، به سرانجام رسید. خوشحالم که چنین بلای خانمان سوزی از سرم گذشت.
* دعای امام سجاد (ع) در طلب خیر از پروردگار: «اللهم انی استخیرک بعلمک فصل علی محمد و آله و اقض لی بالخیرة و الهمنا معرفة الاختیار و اجعل ذلک ذریعة الی الرضا بما قضیت لنا و التسلیم لما حکمت فأزح عنا ریب الارتیاب و ایدنا بیقین المخلصین و لا تسمنا عجز المعرفة عما تخیرت فنغمط قدرک و نکره موضع رضاک و نجنح الی التی هی ابعد من حسن العاقبة و اقرب الی ضد العافیة و حبب الینا ما نکره من قضآئک و سهل علینا ما نستصعب من حکمک و الهمنا الانقیاد لما اوردت علینا من مشیتک حتی لا نحب تاخیر ما عجلت و لا تعجیل ما اخرت و لا نکره ما احببت و لا نتخیر ما کرهت و اختم لنا بالتی هی احمد عاقبة و اکرم مصیرا انک تفید الکریمة و تعطی الجسیمة و تفعل ما ترید و انت علی کل شیء قدیر.»