كاش...
و من مانده ام در احوالات خودم که چرا نمی توانم هیچ رقمه بپذیرم؟ چرا عمق فاجعه را نمی خواهم درک کنم؟ چرا انقدر توجيه مي كنم؟ چرا مغزم از كار افتاده است؟ اصلاً چرا زنده ام؟ چرا هنوز نفس مي كشم؟.... كاش اين نفس قطع شود... كاش
پي نوشت: إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ
پي نوشت: إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 18:34 توسط یک زن
|