خانواده­ سنتی ایرانی که در نگاه اول کاملا منسجم و خوب به نظر می­آید. خانواده­ای که توپ هم نمی­تواند تکانش دهد. از بس که اعضای آن به هم وابسته­اند و پشت هم هستند و هوای همدیگر را دارند. روابط همسران محترمانه و حمایت­گرانه است. انسی تمام وجودش را وقف شوهر و بچه­اش کرده. عشق زندگی­اش اسماعیل است. اقدس همه جوره هوای خواسته­های قلبی شوهرش را دارد. اگر بزرگ می­خواهد دست اسماعیل را بگیرد، به زن برادرش محبت کند و هزار و یک خدمت دیگر، خب ایرادی ندارد من هم راضیم. بچه­ها از پدر و مادرشان حمایت و احترام به همسر را یاد گرفته­اند. افسر دختر بزرگ با وجود شیطنت­ها و آزارهای گاه به گاه هوشی، باز هم طرف اوست. باز هم به هوشی می­گوید:" سر تو سر منه، سرکوفت به سر تو سرکوفت به سر منه." اکرم از امیرحافظ کتک می­خورد با اینحال به افسر می­گوید: "دعوای زن و شوهریه، دخالت نکنیا. حالا امیر یه اشتباهی کرده. "همه خانم­ها حتی دخترهای جوان خانواده هم خانه­دارند و مردها مثل مرد کار می­کنند تا آنها را تامین کنند. زن­ها کندبانو و خانم و خوش­اخلاق و خلاصه همه چی تمامند.

تا اینجای سریال فکر می­کردم چه قشنگ خانواده سنتی را نشان می­دهد آفرین به صدا و سیما که از اغما و او یک فرشته بود و خانه به دوش و چهاردیواری و .... رسیده به این سریال که هم بازی­ها خوب است و هم فیلمنامه دارد و هم خانواده آن هم از نوع سنتی­اش.

تااینکه آزمایشگاه می­گوید اکرم و امیرحافظ مشکل ژنتیکی دارند و الی آخر. همه چی تمام می­شود. اقدس از بزرگ طلاق می­خواهد، انسی متهم می­شود به اینکه تو اصلا حواست به شوهرت نبوده فقط به فکر بچت بودی حتی جلوی شوهرت روسری سر می­کردی به خاطر همینم شوهرت می­خواسته زن دیگر بگیره. برادرها پشت هم را خالی می­کنند و...تمام شد. خانواده از هم پاشید.

نویسنده در چند قسمت هر چی نقد به خانواده سنتی داشت کرد تو چشم مخاطب که ببین همین خانواده­ای که ازش طرفداری می­کنی، همینی که ظاهرش خیلی خوب و ایرونی پسنده، همینی که به نظر می­آید به نگاه اسلام نزدیک­تره تا خانواده مدرن، تهش اینه. پوچ و تهی. پر از ایراد با یک فوت می­ریزد. با یک مشکل از هم می­پاشد و به هوا می­رود. گولش را نخوریا. حواست باشد.

قبول دارم که بعضی از نقدهای سریال به خانواده سنتی وارد است، اما این سریال سیاه­نمایی است از این نوع خانواده. نه نقد. پوچی و توخالی بودن این خانواده­ها را نشان می­دهد نه خوبی­ها و بدی­های آن را. و باز هم آفرین به جناب ضرغامی که در مسیرشان ثابت قدمند.