بشکست اگر دل من...
اینکه نتونی حرفت رو بزنی و عوضش داد داد کنی و فریاد بکشی و دعوا راه بندازی، خیلی بده.
اینکه انقدر آدم عجول و کم صبری باشه که خیلی زود کاسه صبرت لبریز بشه، خیلی بده.
اینکه آدمای اطرافت متوجه نشن که تو چرا رفتارت بد شده و چرا همش داری دعوا می کنی و مثل گربه پنجول می کشی، خیلی بده.
اینکه وقتی آدمای اطرافت هر وقت رفتارشون عوض میشه و حالشون خوب نیست، علی رغم همه پنجول کشیدناشون تو سعی می کنی بهشون نزدیک بشی و ببینی چشون شده، ولی حالا که خودت رفتارت عوض شده هیشکی هیشکی سعی نکنه بفهمه چته و حرف حسابت چیه و رهات کنن، خیلی بده.
اینکه مدام مجبور باشی حرفی رو که تا سر زبونت میاد و باید بزنیش، نزنیشو قورتش بدی، خیلی بده.
اینکه همه اینها رو مجبور باشی بریزی تو خودت و عوضش یه لبخند گنده ازینور تا اونور صورتت بکشی و از وقتی بیداری می شی تا وقتی باطریت تموم میشه روی صورتت نگهش داری، خیلی بده.
خیلی بده... خیلی خیلی خیلی بده...

+ نوشته شده در شنبه نهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 19:7 توسط یک زن
|