از وقتی یادم می آید از گل مصنوعی و انواع و اقسام حیوانات- البته به جز ماهی و بزغاله و چشمان الاغ؛ تاکید می کنم فقط چشم هایش:)- خوشم نمی آمد و عوضش عاشق گل و گیاه و طبیعت گیاهی بودم.

پنجشنبه ها که اغلب خانه هستم و وقت بیشتری دارم به اوضاع خانه و اتاقم و مخلفات موجود در اتاقم برسم، بیشتر گل و گیاه هایم را می بینم و بیشتر نوازششان می کنم و هوایشان را دارم.

اینها را گفتم تا دعوتتان کنم این چند عکسی که از گل های اتاقم با موبایل و از سر ذوق و هوس گرفته ام را ببینید. باشد که روح شما هم شاد شود مثل روح خودم :)



این بنده خدا باید هر چه سریع تر به گلدان و خاک منتقل شود؛ به زودی. مجسمه پشت سرش هم کار دست هیواست- دختر خاله هنرمند جوون خوش ذوقم :)

این هم هدیه آقا میثم و آقا میلاد پسرخاله هایم بود وقتی بعد از تصادف آمده بودند عیادت. اولش قد و اندازه گل بیچاره با گلدانش تناسب داشت. ولی یکهو بزرگ شده و حالا باید سریع تر به فکر گلدان جدید برایش باشم.

* من که حتی با دیدن گل و گیاه و حتی تر عکس های زیبا از طبیعت نفس بُر می شوم، چطور شکر کنم نعمت بودنشان در این دنیا و نعمت داشتن چند تایشان در خانه و اتاقم را؟! خدای مهربانم...