1.       "چیستی فمینیسم" را تمام کردم. نوشته کریس بیسلی و ترجمه محمدرضا زمردی که الحق باید یک دست­مریزاد بهش گفت. از بس که ترجمه­اش افتضاح است. انصافا سنگ تمام گذاشته و تا می­توانسته بد ترجمه کرده. اما اگر بتوانید ترجمه افتضاحش را تحمل کنید و بعضی از قسمت­های کتاب را خودتان حدس بزنید، برای شناخت شاخه­های نظریات فمینیستی کتاب خوبی است. البته برای یکی مثل من که تازه اول راهه و می­خواهد در وادی زنان قدم بگذارد و لازم است با بحث­های فمینیستی هم آشنا شود.

2.       بعد از "صد سال تنهایی" چسبیدم به "پاییز پدر سالار". یاللعجب به این سیالیت ذهن و خلاقیت مارکز. خدا از این چیزها نصیب ما هم بنماید انشالا. قبل­ترها وقتی رمانی را شروع می­کردم مثل بختک می­افتادم رویش و تا یکی دو روزه تمامش نمی­کردم، کتاب را زمین نمی­گذاشتم. اما تازگی­ها رمان چنگی به دلم نمی­زند. احتمالا به خاطر سن و ساله. پیر شدیم مادر.

 

بعدانوشت۱: در مورد لایحه جنجالی حمایت از خانواده هم اینجا را حتما بخوانید.-مرتبط با چند پست پایینتر.

بعدانوشت۲: این عکس دلم را حسابی برده. صداقت چشمانش، لطافت لبخندش، پاکی قلبش و البته دستان کوچکش که خدا به حق همه پاکی­ها و زیبایی­های دنیا دست ما را هم بگیرد.