دستفروش های مترو یا نگاه جنسی مردان
این واگنهای مخصوص خانمهای مترو هم غنیمتی است برای دیدن یک فضای کاملا زنانه. انگار در و دیوار این واگنها با آدم حرف میزنند از مسافرینشان: از خانمها، دغدغه و نیازهایشان. دستفروشهای مترو هم انصافا در شفافتر شدن این فضا خیلی کمک میکنند. فکر کنید آدم گرسنه و تشنهای مقابل شما نشسته. شاید اگر دقت کنید از روی حرکات و ظاهرش بفهمید گرسنه و تشنه است شاید هم توجه نکنید. اما ناگهان یکی رد شود و بلند بلند از غذا و آب بگوید و شما رنگ به رنگ شدن این آدم را ببینید. خیلی سریع نیازش را میفهمید. دستفروشهای مترو هم یک همچین نقشی را بازی میکنند. خدا خیرشان بدهد.

به چند نمونه توجه کنید:
اگر خواستید یک روز در مترو چیزی بفروشید، توصیه میکنم از لوازم آرایشی شروع کنید.
نگین بینی و لب بدون نیاز به سوراخ کردن-چسبی، نگین دورناف، مداد محو تاتوی ابرو و هاله سیاه دور چشم، ریمل هزار و یک مژه جهت پر پشت نشان دادن مژه شما، رژلب حجمدهنده، نگین آویز ناخن، طراحی روی ناخن، پد لاکپاککن، پابند، و... انصافا خوب فروش دارند ارزانند و بهدرد بخور. با هر درآمدی که باشید میتوانید حداقل یکی از این وسائل را تهیه کنید و خودتان را عوض کنید. دیگر گذشت زمانی که یک دختر مجبور باشد با ناخنهای کج و معوج و مژههای کمپشت و سیاهی دورچشم و لبهای شبیه خطش تا آخر عمر سر کند.

اگر نخواستید لوازم آرایش بفروشید حتما سراغ لباس زیر بروید.
لباس زیرهای فانتزی، ست، چرمی، اسفنجی، فنردار و..... زیبا و البته خیلی ارزانتر از لباسفروشی مادام. فروشش در مترو هم بد نیست. تلاش و توجه خانمها به مدل و رنگ و طرح آنها جالب توجه است.
.
.
.
دو مدل تحلیل برای این همه توجه به بدن و تلاش برای تغییر آن در زنان وجود دارد. یکی نگاه امثال بوردیو و گیدنز است که معتقدند امروز بدن ما چیزی مثل خانه ما است همانطور که در بازار مبل قدم میزنیم و مبلمان منزلمان را انتخاب میکنیم، قیافه خودمان را هم انتخاب میکنیم و قالب میزنیم. همانطور که با چیدمان منزلمان منزلت و پایگاه اجتماعی خود را نشان میدهیم، با تغییر بدن خود هم ارزشهای اجتماعیمان را منتقل میکنیم. ما با بدن خود منزلت و هویتمان را نشان میدهیم. دنیای مدرن امکانهای بیشتری جهت انتخاب و تغییر پیش روی ما میگذارد و قدرت انتخابگری بیشتری به ما داده است. دنیای مدرن امکان انتخاب بدنم را همانطور که میخواهم به من داده است. من بینیای کوچک، مژههایی بلند و جذاب، لبانی خوشرنگ دوست دارم. دوست دارم وقتی دستانم را تکان میدهم زائدهای براق ناخنهای زیبا و طراحی شدهام را به همه نشان بدهد. دوست دارم وقتی تند تند راه میروم، جرینگ جرینگ پابند نگاهها را به سمت قدمهایم جذب کند. و امکان همه اینها برای شما حتی شمایی که هیچ کدام از این جذابیتها را ندارید فراهم است.
نگاه دیگر هم نگاه مارکسیستها و فمینیستهاست. بله من دلم میخواهد ولی چرا؟ مارکسیستها اشاره میکنند به نقش نظام سرمایهداری و و فمینیستها اشاره میکنند به نظام مردسالار.
قبلتر کتاب آرایش، مد و بهرهکشی از زنان را میخواندم که با همین نگاه مارکسیستی نوشته شده بود. کتاب شامل چند مقاله چاپ شده در یک نشریه مارکسیستی و نامههای خوانندگان این نشریه به نویسنده مقالات و دوباره جواب نامهها و... بود. در یکی از مقالات از تبلیغات لوازم آرایشی و استفاده از این وسائل توسط خانمها به عنوان یکی از ترفندهای سرمایهداری نام برده شده بود. جالبتر از این مقاله، نامههای زنان کارگر در اعتراض به آن بود. زنان در این نامهها از نیاز روحیشان به زیبا بودن و جذاب بودن صحبت کرده بودند.
نیاز روحی زنان به زیبایی را لازم نیست با خواند این کتاب بفهمیم. اگر خانم باشید این نیاز را شفاف در وجودتان حس میکنید. این نیاز هست. در برخی روایات هم بر این نیاز تاکید شده. نیاز به زیبا بودن، نیاز به جذاب بودن، و علیالخصوص نیاز به جذب مردان. نمیشود معتقد بود این نیاز هم ساختگی است. ساختگی نظام مردسالار است که زنان دوست دارند مورد توجه مردان باشند یا خواست سرمایهدرای است. واقعا این نیاز فطری است. اما آیا این همه توجهی که امروزه به بدن و جذابیتش در زنان میشود، این همسانسازی بدن زنان در جامعه ما طبیعی است؟ آیا نمیتوان در این توجه به بدن در زنان ردپایی از نگاه جنسی شده مردان به زنان را دید؟
زنانی که فطرتا تمایل به جذب مردان دارند، خود را با نگاه مردان تنظیم میکنند. و وقتی نگاه مردان به زنان خراب باشد و جنسی، زن هم با همین نگاه خود را میسازد و تغییر میدهد و احساس وجود و بودن میکند.
این روزها انگار نگاه مردان به زنها خیلی خراب شده، انگار زنشناسی مردها کم شده که دغدغه مهم زندگی زنان شده انتخاب مدل مانتو و رنگ آرایش و فکر کردن درباره سایز بدن و اندازه بینی.