1.  مامان­جونم اینا تو محله قبلی­شان همسایه­ای داشتند که پسر به اصطلاح شری داشت. آقا پسر از متلک انداختن و تیکه پراندن به دخترها شروع کرده بود تا رسیده بود به مشروب خوردن و روابط نامشروع. هنوز انقدر تو منجلاب فرو نرفته بود که پدر و مادرش تلاش می­کنند برایش زن بگیرند ولی کسی قبول نمی­کند داماد سر کوچه­نشین و متلک­پران و چنین و چنان داشته باشد. آقا پسر هم مسیر قهقرایی را با سرعت هر چه بیشتر طی می­کند. تا اینکه پدر و مادر بعد از چندین و چند سال موفق می­شوند از یکی از روستاهای شهرستانشان دختری را به عروسی بگیرند...... تمام می­شود همه شربازی­ها و گندکاری­ها و مزاحمت­ برای خانم­ها. به همین راحتی.

2.  آزارهای خیابانی نشانه ناآرامی روحی و بی­قراری جسمی و جنسی است که گاهی اوقات به راحتی با ازدواج حل می­شود. ولی بی­توجهی و شل­بازی پدر و مادرها و برچسب­زنی ما آدم­هاست که اوضاع را قمر در عقرب می­کند. اگر خانواده آن آقا پسر هم خیلی زودتر از این حرف­ها به فکر ازدواج بچه­شان بودند یا اگر در و همسایه به راحتی انگ خلافکار و مزاحم و ... نمی­زدند شاید آن آقا پسر هم خیلی زودتر از این حرف­ها سر به راه می­شد.