اصلاً همين است كه هست. اعتراضي داريد؟!
"من 11 سال پیش با خانومم ازدواج رسمی نمودهایم. ایشان دبیر حقالتدریس رشته شیمی هستند و درآمد ناچیزش تاثیر چندانی در پیشرفت مالیمان نداشته، ولی من که در یکی از رشتههای فنی- مهندسی فارغالتحصیل شدهام، بافعالیت آزاد توانستهام باثروتی که بدست آوردم خرجی زندگی چند تا خانم را تأمین نمایم.
چندین سالی است با خانم بیوهای که کارمند رسمی دولت است ارتباط دارم و ازش هم بسیار خوشم میاد. به دفترخانه ازدواج مراجعه کردم؛ گفتند که بایستی از همسر اولم رضایت بیاورم. همسرم هم راضی نشد. اخیراً با راهنمایی مدیر یکی از دفاتر رسمی، با همان خانم بیوه ازدواج موقت 99 ساله انجام دادهایم.
همسرم پس از اطلاع از جریان و اختلافی که در خانه پیش آمد، رفته خانه پدرش و از من شکایت کرده و مهریهاش که هزار عدد سکه بهار آزادی است را به اجرا گذاشته و تقاضای طلاق هم دارد. البته من هم برای دفاع از خودم دو تا وکیل گرفتهام و الان غیر از ماشین شخصی هیچ چیزی بهنام من نیست و استشهاد محلی هم مبنی بر اعسار تقدیم به دادگاه نمودهام. آیا همسرم با اطلاعات غیرمستندی که دارد میتواند، تمکن مالی بنده را اثبات نماید و سئوال دوم اینکه باتوجه به اینکه بنده تعهد به تامین نیاز دو همسر را میدهم؛ می توانم از حق حقوق شرعی خود بهرمند شوم؟"
خب، اولاً تشكر مي كنم از آن مدير يكي از دفاتر رسمي كه به ايشان كمك كرده اند و راه و چاه را نشانشان داده اند. بالاخره ثواب دارد دست اين دو كفتر عاشق را در دست هم گذاشته است.
ثانياً تشكر مي كنم از آن دو وكيل محترم كه به اين مرد نامرد پولدار ياد داده اند چطور املاك و اموالشان را به نام ديگران كنند و جز يك ماشين چيزي به نام خودشان نباشد كه نكند يك وقت زن اول سنگدل بي رحم كه اصلاً هم پول درست و حسابي نتوانسته به زندگي مشتركشان بياورد و حالا هم سد راه رسيدن دو عاشق و معشوق شده است، به حق و حقوقش برسد.
ثالثاً خيالتان راحت باشد اين خانم اول سنگدل اصلاً اصلاً اصلاً نمي تواند به مهريه اش برسد و ثابت كند اين آقا اموال و املاكي دارد. مطمئن باشيد. شاهد مثال هم دارم ها؛ نمونه اش همين پسر همسايه بغلي مان كه چند ماه قبل زنش را طلاق داد و با وجود كلي مال و منال از همين روش استفاده كرد و پوشي هم نصيب زن بنده خدايش نشد.
رابعاً اصلاً چه معني دارد مرد حق و حقوق زنش را بدهد؛ مرد عاقل مرديست كه زمان عقد هر مبلغي كه خانواده عروس گفتند براي مهريه، بپذيرد و بعد هم تا قبل از طلاق يا به اجرا گذاشتن مهريه، سعي كند هيچ كدام از متعلقاتش به نام خودش ثبت نشود تا دست خانم به هيچ جا بند نباشد. مرد اگر عاقل باشد يك قران هم مهريه به زنش نمي دهد. هر وقت هم دلش بخواهد مي رود زن دوم مي گيرد اولي هم اگر ناراضي بود طلاقش مي دهد. اصلاً همين است كه هست. اعتراضي داريد؟!