وسط یک بحث داغ اجتماعی بودیم و داشتیم یک سری کار مشخص می کردیم. حرف کشیده شد به مهمانی چند روز دیگر خانه مریم و اینکه در آنجا با بچه ها می توانیم در مورد این موضوع بحث کنیم و نظراتشان را بپرسیم و...؛ یکهو وسط این شلوغی ها و صحبت ها گفتم: "ائه، راستی چی بپوشم خونه مریم؟؛ اون لباس مشکیه با...."

* دغدغه زنانه نهادینه شده

پی نوشت: اینکه جامعه ایرانی؛ جامعه منسک گراست، اگرچه آسیب های فراوانی می تواند داشته باشد، ولی یکی از بزرگ ترین کارکردهای این منسک گرایی، حفظ و بازتولید خانواده ایرانی است؛ همین می شود که شب یلدا خانواده دختر عمو و پسرعمو و داداش مهدی ام، هر کجای تهران که باشند، باید خودشان را برسانند خانه ما و با هم تا نزدیک های صبح حرف بزنیم و بخوریم و فال حافظ بگیریم.



این هم از حمله زنبور و فیل و دو نژاد مختلف هاپو به خانه ما. دو تا بچه دیگر هم بودند البته که به عکس نرسیدند


نظر حافظ در مورد من: ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم         یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت