بزن باران... بر فراز شهر سوگواران
كاش ببارد آسمان اين روزها و شب ها. شديد ببارد. شر شر. طوري كه صدايش را بشنوي و بعد بروي زير آسمان خدا و سرت را بالا بگيري و چشم هايت را از شدت قطرات، ريز كني و زير لب بخواني:
"ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -
اين گيسو پريشان كرده
بيد وحشي باران.
يا ، نه، دريايي است گويي، واژگونه، بر فراز شهر،
شهر سوگواران." (فريدون مشيري)

بعد يكهو ياد العطش بيفتي و به خودت بيايي ببيني قلبت دارد آتش مي گيرد و نفهمي باران بيشتر صورتت را خيس كرده است يا اشك.
كاش 1: كاش مداح تكيه بغل خانه مان، وقت شور گرفتن به جاي اينكه بگويد: حوسّين، حوسّين يا (عجيب غريب) بگويد حوشين، حوشين، كه از دور صداي دوپس دوپس و ديش ديش بدهد، خيلي ساده فقط مي گفت: حسين حسين حسين.
كاش 2: كاش نمي ديدم كسي پشت ماشنيش نوشته باشد: "شمر مگه دستم بهت نرسه"، يا "شمر چه كار بدي كردي"، يا...
كاش 3: كاش شهر زودتر سرشار شود از دسته هاي عزا كه مثل رود جاري شوند و خون بپاشند در رگ هاي اين شهر مرده.
"ريشه در اعماق اقيانوس دارد - شايد -
اين گيسو پريشان كرده
بيد وحشي باران.
يا ، نه، دريايي است گويي، واژگونه، بر فراز شهر،
شهر سوگواران." (فريدون مشيري)

بعد يكهو ياد العطش بيفتي و به خودت بيايي ببيني قلبت دارد آتش مي گيرد و نفهمي باران بيشتر صورتت را خيس كرده است يا اشك.
كاش 1: كاش مداح تكيه بغل خانه مان، وقت شور گرفتن به جاي اينكه بگويد: حوسّين، حوسّين يا (عجيب غريب) بگويد حوشين، حوشين، كه از دور صداي دوپس دوپس و ديش ديش بدهد، خيلي ساده فقط مي گفت: حسين حسين حسين.
كاش 2: كاش نمي ديدم كسي پشت ماشنيش نوشته باشد: "شمر مگه دستم بهت نرسه"، يا "شمر چه كار بدي كردي"، يا...
كاش 3: كاش شهر زودتر سرشار شود از دسته هاي عزا كه مثل رود جاري شوند و خون بپاشند در رگ هاي اين شهر مرده.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 16:9 توسط یک زن
|